خرید بک لینک
«بز پیر کوهستان» جمعه ۱۴۰۴/۰۴/۲۷ - - بابا حسين - در دل کوه، میان صخره‌ها،دیدمش.بزی تنها، آرام نشسته بود…نه رم کرد، نه ترسید. فقط نگاهمان کرد.شاخ‌های بلند و شکوه‌مندش،می‌گفت پیر است...اما تنِ لاغر و کمرِ افتاده‌اش،حکایت دیگری داشت.با دوستان جلو رفتیم، شاید پایش شکسته، شاید زخمی‌ست...اما بلند شد، آهسته، بی‌جان، و چند قدم دورتر نشست.نه فرار کرد، نه تقلا...انگار از فرار گذشته بود.من ماندم و دل‌تنگی.اشک‌هایم ریخت برای او.برای بزی که کسی صدایش را نشنید،و شاید هیچ‌وقت هم نخواهد شنید.گاهی هنوز میادامه مطلب

برچسب: نویسنده: روژان رضاپور تاريخ: جمعه 30 مرداد 1405 ساعت: 18:30

گنج گمشده دوشنبه ۱۴۰۴/۰۵/۲۰ - - بابا حسين - سال ۱۳۶۱ بود، روزگاری که هنوز دنیا ساده‌تر و پرامیدتر به نظر می‌رسید. پدری مهربان، سه کیلو طلای ارزشمند را در مزرعه‌ای که نصف آن مال خودش بود، خاک کرد؛ گنجی که حاصل سال‌ها تلاش و زحمت و رویاهایش بود.اما روزگار، بی‌رحم و پرجفا، به او خیانت کرد. درست همان‌طور که امیدها در دل خاک دفن شد، حافظه پدر هم در آن لحظه حیاتی یاری نکرد و محل دقیق دفن گنج فراموش شد. آن‌ها، پدر و پسری که دست در دست هم می‌جستند، با قلبی پر از حسرت و امید، دنبال گنج گمشده گشتند،ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: روژان رضاپور تاريخ: جمعه 30 مرداد 1405 ساعت: 18:30

اوضاع خرابه
سه شنبه ۱۴۰۴/۰۶/۰۴ - - بابا حسين -

چهارم شهریور ، هم هوا گرمه هم آلودگی هواست هم اشعه ماوراء بنفش زیاد است هم آب نیست هم برق نیست هم اینترنت نیست خلاصه اینکه اوضاع خرابه نه امیدی به آینده نه خاطره خوشی از گذشته بطور خلاصه ما شدیم مرده متحرک

سال ۱۴۰۴ تا به حال که خیلی بد بوده و جفا بیداد میکند

شانس هم نداریم یکی اشتباهی صد هزار دلار بریزه به حساب مآ

برچسب: نویسنده: روژان رضاپور تاريخ: جمعه 30 مرداد 1405 ساعت: 18:30

انقلاب در سازمان ملل سه شنبه ۱۴۰۴/۰۶/۱۸ - - بابا حسين - انقلاب در سازمان ملل، آغاز رهایی انسان‌ها.سال‌هاست دنیا گرفتار یک قفل پوسیده به نام حق وتو است.پنج کشور قدرتمند با یک امضا، می‌توانند خواست میلیاردها انسان را لگدمال کنند.این دیگر سازمان ملل نیست؛ این «سازمان چند ملت زورگو» است.به باور من، وقت آن رسیده که در سازمان ملل انقلابی واقعی رخ دهد.قدرت باید میان همه کشورها برابر باشد.هیچ ملتی حق ندارد خود را برتر از دیگران بداند، و هیچ قطعنامه‌ای نباید قربانی دکمه‌ی وتوی چند دولت شود.اگر چنینادامه مطلب

برچسب: نویسنده: روژان رضاپور تاريخ: جمعه 30 مرداد 1405 ساعت: 18:30

دره نازی، سخوید – جمعه‌ای پرخاطره یکشنبه ۱۴۰۴/۰۸/۱۱ - - بابا حسين - جمعه همراه با جمعی از دوستان فرهنگی و گروهی دیگر به سرپرستی آقای یزدیان راهی سخوید شدیم. مسیر زیبای دره نازی را پیمودیم و از دره زندان به قله رسیدیم. سپس از دره‌ی مجاور، به‌نام مور دراز پایین آمدیم. هر دو دره منظره‌هایی شگفت‌انگیز داشتند؛ خدا را شکر برای این‌همه نعمت و زیبایی.اما یکی از لحظات فراموش‌نشدنی آن روز ماجرای جالبی بود. در بخشی از مسیر، دو نفر جلوتر بودند و ما سه نفر عقب‌تر حرکت می‌کردیم. ناگهان جیغ و داد خانمی اادامه مطلب

برچسب: نویسنده: روژان رضاپور تاريخ: جمعه 30 مرداد 1405 ساعت: 18:30

خدایا یکشنبه ۱۴۰۴/۰۸/۱۸ - - بابا حسين - خدایا کمک کن تا باران ببارد ،سدها پر از آب شوند ،هوای وطن عاری از دود و غبار گردد و ما را از این وضعیت نا بسامان زندگی نجات بده،همه چی گران شده حقوقمان به ده روز اول ماه نمیکشه آرزوی خوردن میوه ها در دلمان مانده ،بارها توی مغازه با چشم خود دیدم که صاحب مغازه به مشتری می‌گوید موجودی ندارد و مشتری دنبال کارت دیگر در کیفش میگردد و در نهایت می‌گوید گویا کارتم را نیاوردم و چیزی را که انتخاب کرده جا می‌گذارد و مغازه را ترک میکند.خدایا جفا کاران نابود کن ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: روژان رضاپور تاريخ: جمعه 30 مرداد 1405 ساعت: 18:30

ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: روژان رضاپور تاريخ: پنجشنبه 27 ارديبهشت 1403 ساعت: 12:55

باور کنید تک تک آدمها زخمی اند.هرکس درد خودش را دارد،دغدغه و مشغله خودش را دارد.باور کنید ذهنها خسته اند،قلبها زخمی اند،زبانها بسته اند.برای دیگران آرزو کنیم بهترینها را، راحتی را.یاری کنیم همدیگر را تا زندگی برایمان لذتبخش شود.آدمها آرام آرام پیر نمیشوند.آدمها در یک لحظه با یک تلفن،با یک جمله،یک نگاه،یک اتفاق،یک نیامدن،یک دیر رسیدن،یک باید برویم و با یک تمام کنیم پیرمی شوند.آدمها را لحظه ها پیر نمیکنند.آدم را آدم ها پیر میکنند.ufeffسعی کنیم هوای دل همدیگر را بیشتر داشته باشیم.... ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: روژان رضاپور تاريخ: سه شنبه 18 ارديبهشت 1403 ساعت: 11:45

*محمدجعفر خیاطی عجیب ترین معلم دنیا بود ، امتحاناتش عجیب تر... !**امتحاناتی که هر هفته میگرفت و هر کسی باید برگه ی خودش را تصحیح میکرد...آن هم نه در کلاس،در خانه دور از چشم همه!**اولین باری که برگهی امتحان خودم را تصحیح کردم سه غلط داشتم...**نمیدانم ترس بود یا عذاب وجدان ؛هر چه بود نگذاشت اشتباهاتم را نادیده بگیرم و به خودم بیست بدهم!**فردای آن روز در کلاس وقتی همه ی بچهها برگههایشان را تحویل دادند فهمیدم همه بیست شدهاند به جز من...!به جز من که از خودم غلط گرفته بودم؛من نمی خواستم اشتباهاتم را نادیده بگیرم و خودم را فریب بدهم...!بعد از هر امتحان آنقدر تمرین میکردم تا در امتحان بعدی نمرهی بهتری بگیرم؛مدتها گذشت و نوبت امتحان اصلی رسید...!امتحان که تمام شد ، معلم برگهها را جمع کرد و برخلاف همیشه در کیفش گذاشت... !چهرهی هم کلاسیهایم دیدنی بود؛آن ها فکر میکردنداین امتحان را هم مثل همهی امتحانات دیگر خودشان تصحیح میکنند!**اما این بار فرق داشت؛این بار قرار بود حقیقت مشخص شود!؟**فردای آن روز وقتی معلم نمرهها را خواند فقط من بیست شدم!چون بر خلاف دیگران از خودم غلط میگرفتم ؛ از اشتباهاتم چشم پوشی نمیکردم و خودم را فریب نمیدادم؛**زندگی پر از امتحان است...!!**خیلی از ما انسانها آنقدر اشتباهاتمان را نادیده میگیریم تا خودمان را فریب بدهیم ... !؟**تا خودمان را بالاتر از چیزی که هستیم نشان دهیم...!؟**اما یک روز برگهی امتحانمان دست معلم میافتد... !؟**آن روز چهرهمان دیدنی ست...!؟**آن روز حقیقت مشخص میشود و نمره واقعی را می گیریم... !؟**تا میتوانيم غلطهای خودمان را بگیريم قبل از این که غلطت را بگیرند.* ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: روژان رضاپور تاريخ: سه شنبه 18 ارديبهشت 1403 ساعت: 11:45

زمستان هم آمد و نزدیک آخر ماه از اولین ماه او هستیم و چه به که یک قطره باران در شهر ما نیامده

خدا خیلی غمگینم نه بخاطر باران بخاطر خودم که بد شانس ترین بودم

برچسب: نویسنده: روژان رضاپور تاريخ: دوشنبه 2 بهمن 1402 ساعت: 14:32

آرام باش، و به قلبت بگو که قوی باشد. بگو قویتر باش قلب من. کدام روز را دیدهای که شب نشود؟ کدام شب را دیدهای که سپیدی صبح را در آغوش نگیرد؟ هیچ چیز تا ابد ماندنی نیست. برای لبخندت بجنگ. برای لبخند عزیزانت بجنگ. با غمهایت ادامه بده، اما با هیچ غمی مجادله نکن. بگذار جهان با همه تاریکیاش، نور چشمهای تو را جستجو کند. بگذار لبخندت، همان باریکهی نوری باشد که دم صبح روی چشمهای کسانی که دوستشان داری میافتد. اُمید باش در این جهان تاریک، و یادت نرود اگرچه سخت، اما میگذرد … . ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: روژان رضاپور تاريخ: يکشنبه 12 آذر 1402 ساعت: 11:00

این روزها هوای شهر ما خیلی گرمه،خدا کنه هوای شهر شما خوب باشه و حال دلتون هم همیشه کوک و میزان

برچسب: نویسنده: روژان رضاپور تاريخ: چهارشنبه 11 مرداد 1402 ساعت: 13:33

هوای آلوده و قفس ،ما را نجات دهید

برچسب: نویسنده: روژان رضاپور تاريخ: چهارشنبه 11 مرداد 1402 ساعت: 13:33

بتازگی خوندم که نوروبیون و ب ۱۲ سرطان زاست چه دنیای نکبتی داریم ،بعد از اینهمه سال مصرف برای خود و دیگران...

برچسب: نویسنده: روژان رضاپور تاريخ: چهارشنبه 11 مرداد 1402 ساعت: 13:33

فلسفه سیزده بدر در آیین و تقویم زرتشتیان و ایرانیان باستان هر روز یک نام ویژه دارد سیزدهمین روز در هر ماه به نام فرشته باران تیر [ تیشتر ] نام دارد زرتشتیان پس از پایان نوروز در روز سیزده بدر [ روز تیر از ماه فروردین ]به باغ و دشت میروند و به شادی و بازی و گره زدن سبزه برای بر آورده شدن آرزوهایشان میپردازند و نوروز خود را به پایان میرسانند و برای درخواست باران به درگاه اهورامزدا نیایش میکنند و آرزوی سالی پر از باران و کشاورزی نیکو میکنند. در مورد نسبت دادن نحسی سیزدهم هیچ مناسبتی به ایرانیان ندارد و این اندیشه خرافی پس از یورش اسکندر گجستک و یونانیان به ایران اهورایی وارد ایران شد زیرا عدد سیزده نزد یونانیان نحس بوده است. ایرانیان روز سیزدهم را جشن میگرفتند زیرا نخستین روزآغاز کشاورزی در سال نو بود. روز کشت و کار با گردآمدن در زمین زراعی و آرزوی بارش باران و فرارسیدن سالی خوب و خرم برای کشاورزان. برخی آیین های معروف سیزده به در گره زدن سبزه سبزه به رود سپردن خوردن کاهو و سکنجبین پختن آش رشته پرتات ۱۳ عدد سنگ (مخصوص مناطق کردنشین) سیزده تون به در، به امید باز شدن تموم گره های زندگیتون آرزوی داشتن سیزده بدر نیکی را داریم شاد و تندرست باشید سیزده بدر خجسته.. . ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: روژان رضاپور تاريخ: يکشنبه 20 فروردين 1402 ساعت: 16:35

صفحه بندی